![]() |
![]() |
|
| پرده پندار می باید درید |
|
قبل از سلام تاكيد و تصريح ميكنم كه مطلب زير به هيچ عنوان سياسي نيست و فقط بابت نداشتن بنزين و صف طولاني و گرما و ...نوشته شده سلام بازم تاخير و بازم عذرخواهي.... فکر میکنید در مورد چی میخواهم بنویسم ؟ ... ای ناقلاها ! از کجا فهمیدید ؟! لابد با خودتون میگید که بابايي جان ! این دیگه هوش ای کی یو سان نمیخواهد که الان تو سر سگ بزنی از سهمیهبندی بنزین میگه و بس . تو هم میخواهی از سهمیهبندی بنزین بگویی. اصلا میخواهی بگیم چه چیزهایی میگی ؟ میگی آقای برادر ! وعدههای سفرهاي این بود ؟ میخوای بگی عدالتت منو کشته ! میخوای بگی پدر آمرزیده ! من بدبخت با ماشین بدون بنزين تو خيابونا چه خاکی بر سرم کنم ؟ ميخواي بگي با اتوبوس و به روش آويزون !!! بريم بيرون؟ میخوای بگی ... خب بسه! بگذاريد یک کم هم من حرف بزنم . نه عزیز من ! من دیگه نه میخوام درباره سهمیه حرف بزنم ، نه کوپن! همه چیز را برادران و خواهران فضای مجازی گفتهاند . اگر بخوام بگم که ای عزیزان مسئول ! از صدر تا ذیل و مقدم تا متاخر ! ما مردم بدبخت چرا باید تاوان ندانم کاری شما را بدهیم؟ پالایشگاه ساختید ؟ جاده و خیابان کشیدید ؟ ماشینهای کم مصرف تولید کردید ؟ چه کار کردید ؟ حالا این شيلنگ بنزین را باید كجا بگذاريم ؟ آخه ! پیکان و آردی به جهنم ! چرا سمند و پرشیا و 405 و زانتیا صدی ده دوازده تا میسوزونه ؟ شما چه فشاری به تولید کننده ماشین آوردید برای ساخت ماشین کم مصرف ؟ چرا ده سال است که میخواید این چند صد هزار ماشین را گاز سوز کنید و نمیتونید ؟ چرا پانزده سال است میخواید چهار تا جایگاه گاز بسازید و نساختید ؟ چرا تو مصاحبه میگييد: ما « مطلع » شدیم که برخی شهرستانها جایگاه گاز ندارند ! شما مطلع شدید ؟ از کی ؟ لابد خود مردم ؟ ميشه بفرمایید این درآمد هفتاد میلیارد دلاری ( چند برابر 16 میلیارد دلار دوره خاتمی میشود؟!) را چه خاکی بر سرش کرده اید ؟ از صندوق ذخیره قرضی تان چه خبر ؟ آیا برای تحویل کپسول گاز ملت هم همین قدر عجله دارید ؟ چطور بود که مملکت با 16 میلیارد دلار در آمد پول بنزین داشت و حالا با هفتاد میلیارد دلار ندارد ؟ اگر این گوشت است، گربه کو و اگر این گربه است پس کو این گوشت هفتاد میلیاردی ؟! راستی ! یادتان می آید عید سال ۸۳ را ؟ عیدی به قشر مستضعف را چطور ؟ گران نکردن تدریجی بنزین را میگم . یادتان افتاد ؟ نه بنزین ُ بلیط ۲۰ تومانی اتوبوس ُ پول آب و برق و .. کوفت و زهرمار . بالاخره یک جا باید بزند بالا دیگر ٬ نه ؟!
زدم به صحرای کربلا ! ببخشید . می خواستم بگم که اینها را نمیگم ، چون همه را گفتهاند ، طبق معمول هم فقط برای همدیگر گفتهاند والا کو گوش شنوا !
نتیجه اخلاقی: ندارد !
اين مطلب سياسي نبود، درد دل بي بنزيني بود! |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم تیر 1386ساعت 16:53 توسط سیدمجتبی بابایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|